فرمان صد + صد و پنجم ـ بازگشتی قهرمانانه و دوباره و این حرفها
از جنگ با دشمن فرضی بپرهیزید. اسیرتان میکند.
از جنگ با دشمن فرضی بپرهیزید. اسیرتان میکند.
عکس معشوقهی خود را قبل از انتشار از لحاظ ریش و باقی اپیلاسیونجات بررسی کنید.
فرمان دست شما نیست؛ ترمز کنید کلا.
تذکر ندهید؛ دوران این قرتیبازیها گذشته.
جدی نگیرید کلا، وقتی ممکن است اشتباهی شما را بکشند.
دست از سر خودتان بردارید تا پایتان را هی وسط نکشند.
میانجی نشوید تا وقت آشتی آتشتان نزنند.
از پاچههای خود محافظت کنید تا سر از دهان دیگران درنیاورند.
بیصدا خداحافظی کنید تا بتوانید سینهخیز برگردید.
لقمهای را که از دستتان نمیگیرند، برای دیگران درست نکنید.
پیش از تشبیه او به لیلا حاتمی دستکم یک شباهت بین او و حاتمی گیر بیاورید.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، تا اطلاع ثانوی مبعوث نشوید.
دهانتان را باز نکنید تا فکر کنند آدم محترمی هستید.
روابطتان را بر اساس آنتن دادن موبایل تنظیم نکنید؛ آدمهاش هم گاهی آنتن نمیدهند.
فراموش نکنید که از عاشق بودن تا مزاحم تلفنی بودن، مرزی باریک است.
صریح باشید، وگرنه با کنایه حذفتان میکنند.
درددل نکنید، مگر با دریا؛ هیچکس دلش دریا نیست.
هر وقت نتوانستید به سفر بروید، قرارهایتان را در هتل شهرتان بگذارید.
شما هیچکارهاید، مسؤول رؤیاهای دیگران نباشید.
اندازه نگه دارید، حتی اگر لازم شد با کدو.
کسی را زیر چترتان راه ندهید؛ بعدا باران زهرمارتان میشود.
قبل از مصرف، خوب تکانش بدهید تا خاطراتش بریزد.